تبليغاتX
فرزند ایران
سیاسی فرهنگی اجتماعی
با درود فراوان خدمت هموطنان عزیز اینجانب میثم رودکی فعال سیاسی ومدنی به خاطر مشکلات خانوادگی و فشار زیاد روانی از طرف شما مردم خونگرم وبا صفا مدتی از هر گونه فعالیت سیاسی  در تمام مقاطع کنار گیری می کنم به امید پیروزی مردم ایران برای شما مردم ارزوی موفقیت وسربلندی میکنم از تما م دوستان و همسنگران که تا بحال منو یاری دادن تقدیر وتشکر لازم را دارم مخسوسا  اعضای شورای مرکزی حزب دموکرات ایران irandp که خودم عضو این حزب بودم با سپاس فراوان از  همه  شما رو به  خدای  ایران می سپارم  به  امید  ایرانی  ازادو  پیروز  http://nimeyepenhan.parsiblog.com/Archive20098.htm

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 14:14  توسط میثم   | 

چنانچه اطلاع دارید دولت برآمده از کودتا برای بستن راه هرگونه اعتراض حق طلبانه به تقلب بزرگ انتخاباتی در یکماه گذشته هزاران تن از معترضین به نتایج انتخابات و کنشگران سیاسی که حکومت فقها را ظرف سالهای گذشته بطور جدی به چالش کشیده بودند، دستگیر کرده است. به اضافه در قبال اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز مردم بی دفاع کودتاگران با اشد خشونت به سرکوب آنها پرداخته که به مرگ بیش از صد تن و زخمی شدن صدها تن از هموطنان ما منجر گشته است.
در میان این انبوه دستگیر و زخمی شدگان که در زندان مورد ضرب و شتم بیرحمانه قرارگرفته و بعضا کشته می شوند، علاوه بر مهندس کوروش زعیم، عضو مبارز شورای مرکزی جبهه ملی ایران که نقش برجسته ای در فعالیت های جبهه ملی و تلاش برای همکاری با دیگر نیروها و فعالان نهاد های مدنی و جنبش های اجتماعی داشته است، میتوان از آقایان محمد علی دادخواه، ابوالفضل عابديني، پيمان عارف، مجتبی موسوی و حسام نصيري نام برد كه هم اكنون در بازداشت به سر مي برند، همچنین از مهندس هومن اسکندری، جهانگير محمودي؛ روحاني ميهن پرست و اميررضا اميربختيار، كه در طي حوادث اخير مدتي در بازداشت نيروهاي امنيتي گذرانده اند و یا مجددا احضار شده اند.
هموطنان
کودتاچیان حتی ابتدایی ترین حقوق شهروندی زندانیان سیاسی را رعایت نمی کنند. گرچه تا این کودتا نیز ده ها زندانی سیاسی جمهوری اسلامی در زیر شکنجه جان خودرا از دست داده اند ولی رفتار وحشیانه و برنامه ریزی شده کودتاگران حکایت از سرکوب روشمند فیزیکی فعالین جنبش دموکراسی خواهی ایران دارد. آنها نیک میدانند که دربرابر مردم ایران ایستاده اند وخیال میکنند که با این وحشیگریها میتوانند ملت شریف و جوانان دلاورش را مغضوب کرده و به تمکین وادارند. آنها سخت در اشتباهند. این جنبش را دیگر نمیتوان به زنجیر اسارت کشید. جنبش در حال سازمانیابی و تطبیق دادن اشکال مبارزاتی خود به شرایط سرکوب است و بزودی ندایش را پرطنین تر، از گلوی هزاران هزار سهراب خواهیم شنید.
جبهه ملی ایران- اروپا ضمن محکوم کردن رفتار ددمنشانه ارتجاع حاکم، همدردی خود را با خانواده جان باختگان راه آزادی و همه زندانیان سیاسی اعلام میدارد. بیهوده است که از کودتاچیان ضد بشر بخواهیم تا از این رفتار خود دست بردارند. ضمن پایبندی به اصل مبارزه مسالمت آمیز، به این جنایتکاران اعلام می داریم که تاوان جنایتهایتان را درآینده ای نه چندان دور پس خواهید داد و بساط جهنمی تان به دست توانای مردم آزاده میهنمان به زباله دانی تاریخ ریخته خواهد شد .
در شرایط سخت کنونی، تاریخ وظیفه میهنی بزرگی به عهده ایرانیان برون از مرز گذارده است. باید به کمک خواهران و برادران خود در ایران بشتابیم و از تمام امکانات حقوقی و سیاسی موجود در خارج برای تضعیف دولت کودتا استفاده کنیم. نجات جان زخمی شدگان و زندانیان سیاسی در دستور روز ما قرار دارد. احساس وظیفه کنیم!

پویا و پابرجا باد جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 22:42  توسط میثم   | 


نوروز: خانواده برخی از زندانیان سیاسی حوادث اخیر در اولین ماهگرد بازداشت عزیزانشان، از مقامات و مسئولین خواستند با تحویل پیکر شهدای حوادث اخیر، حداقل انتظار انسانی خانواده های داغدیده را محقق کنند و هشدار دادند، تاخیر و تعلل در انجام این کار موجب جريحه دار شدن بيش از پيش اين خانواده ها و افزايش بغض و كينه آنان خواهد شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد:

بسم الله الرحمن الرحيم
«اللهم نشكوا الیک فقد نبينا و غيبة ولينا و شدة فتن بنا »
بيش از يك ماه از بازداشت غيرقانوني بهترين فرزندان انقلاب مي گذرد. يك ماه پرمخاطره براي عزيزان دربند و پراضطراب براي خانواده هاي آنان كه طي اين مدت خانواده هاي فعالان سياسي بازداشت شده در دغدغه ها و نگراني هاي ديگر خانواده ها نيز سهيم بوده اند . هم آنان كه عليرغم مراجعات پي در پي به دادگاه انقلاب و دادستاني و زندان اوين و ديگر مراكز قانوني، نتوانستند كوچكترين خبر و نشاني از فرزندان خود به دست آورند.

هرچند برخي مقامات رسمي و قانوني خبر از آزاد كردن تعداد زيادي از دستگيرشدگان وقايع اخير، پس از 18 تير را داده بودند اما متأسفانه اين روند بسيار كند و بطئ است و روز به روز نگراني خانواده ها از وضعيت فرزندانشان بيشتر مي شود. اين در حالي است كه هر روز اخبار موثق از كشته شدن تعداد زيادي از شهروندان بي گناهمان در حوادث اخير منتشر مي شود و موجب دل نگراني هاي بيشتر مي شود.

آن چه خانواده ها از مقامات قانوني مي خواهند در وهله اول آگاه شدن از وضعيت عزيزانشان است . و به دنبال آن، تحويل پيكر پاك كشته شدگان در اسرع وقت انتظار بسيار كوچكي است كه هرگونه تأخير و تعلل در آن موجب جريحه دار شدن بيش از پيش اين خانواده ها و افزايش بغض و كينه آنان است. همچنين آزاد كردن افرادي كه به بهانه حضور در حماسه ميليوني مردم در نقاط مختلف در تهران و ديگر شهرستان ها دستگير شده اند بويژه زنان و دختران زنداني بايد در اسرع وقت انجام شود.

تأخير در آزاد ساختن فعالان سياسي و چهره هاي شاخص و تأثيرگذار نظام نيز هر روز تبعات بيشتري براي جمهوري اسلامي به بار مي آورد . نظامي كه خود داعيه دار قانون گرايي و عدالت محوري است و براي بي قانوني ها در اقصي نقاط جهان مرثيه سرايي مي كند و براي ستم ها و مصائب بشري ناله و فرياد واحقوقا و واعدالتا سر مي دهد.

روز گذشته خانواده هاي جريحه دار و بي خبر از جگرگوشگانشان كه خواسته هاي به حق خود را مبني بر آزادي هرچه سريع تر عزيزانشان، بر كاغذ نوشته و جلوي درب دادگاه انقلاب تجمع كرده بودند تا نمايندگانشان با جناب قاضي حداد ملاقات و گفتگو كرده پاسخي براي پرسش هاي مشترك بياورند، به جاي التيام بخشي دل هاي دردمندشان با چنان بدرفتاري و حركت هاي اهانت آميزي از طرف نمايندگان قانون مواجه شدند كه تحير و تأسف هر صاحب وجدان بيداري برانگيخته شد.

اينك سوال ما اين است : آيا در حكومت مدعي عدل علوي حبس غيرقانوني معتقد ترين و متعهد ترين افراد به اسلام و انقلاب و خيل عظيم معترضان آرام و از آن بدتر بي حرمتي به خانواده هاي محترم آنان فارغ از جايگاه و شأن اجتماعي شان بلكه به عنوان شهروندي عادي، چه مجوزي دارد. و كساني كه با استفاده از مصونيت آهنين جاي قاضي نشسته و حكم صادر مي كنند، آيا از دادگاه عدل الهي واهمه ندارند و آيا به آخرت و عقاب الهي اعتقادي دارند ؟

ما خانواده هاي زندانيان سياسي همچنان با اذعان به حقوق شرعي و قانوني خود و عزيزان دربندمان، با خويشتنداري، راه هاي قانوني را براي دريافت پاسخ هاي قانوني طي مي كنيم و اميدواريم دلسوزان و معتقدان واقعي به نظام اسلامي در اين وانفساي دين فروشي و دنيا طلبي، فرياد دردمندي ما را بشنوند و وجدانشان بيدار شود و به ياد بياورند كه از پس امروز فردايي هست .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 22:37  توسط میثم   | 

با نهایت تاسف باخبر شودیم در قزوین هواپیمای توپولوف با 168 سرنشین که اعضای تیم ملی نوجوانان جودو هم در این هواپیما بودن پس از سقوط تمامی سرنشینان در دم جان باختن وبلاگ فرزند ایران این مصیبت وارده را به خانوادهای این عزیزان ومردم ایران تسلیت گفته وبرای این عزیزان طلب مغفرد دارد روحشان شاد ویادشان گرامی باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 19:10  توسط میثم   | 

واهر بهروز جاوید تهرانی خبر داد که متاسفانه بهروز از امروز رسما دست به اعتصاب غذا زد.دلیل اعتصاب غذای این زندانی قدیمی و تنها باز مانده ی کوی داشگاه ُ رفتار بسیار خشن و دور از انسانیت زندان بانان به ویژه به دلیل نگهداری بهروز در شرایط بسیار نا مناسب است. او گفته است تا شرایط فعلی تغییر نکند دست از اعتصاب غذا بر نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 1:26  توسط میثم   | 



مهرداد حیدری روزنامه نگار خراسانی که روز شنبه در سرمقاله ای به انتقاد
از عملکرد وزارت اطلاعات پرداخته بود روز گذشته به طرز مشکوکی در مشهد به
قتل رسید .

به گزارش خبرنگار آژانس ایران خبر از مشهد ، حیدری که پیشتر در روزنامه
خراسان فعالیت داشت بنا به دلایلی به هفته نامه نسیم مشهد رفت و در آن
نشریه در محیطی استانی به نوشتن پرداخت . وی خرداد ماه ، با دعوت روزنامه
خراسان رضوی به آن روزنامه رفت و در یادداشت های ثابت روزنامه حضوری فعال
به هم رساند .

مهرداد حیدری در آخرین یادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در کسب
اطلاعاتی ساختگی ، این وزرات خانه را محکوم به نداشتن اطلاعاتی کرد که با
فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد .حیدری در این یادداشت ضمن
برشمردن نکات منفی جریانات اخیر ایران ، آنها را دستمایه افرادی دانست که
همیشه حق به جانب گرفته و بر دفاع از مردم حکایت می کنند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 1:55  توسط میثم   | 


مهديه محمدي همسر دكتر احمد زيد آبادي دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران(ادوارتحكيم وحدت) در نامه اي سرگشاده خطاب به رييس قوه قضاييه  ايت الله شاهرودي، ضمن ياداوري مباني غير قانوني بودن بازداشت همسرش،نسبت به فشارهاي وارده بر احمد زيد ابادي و خانواده وي به شدت انتقاد كرد:

 

جناب آقای شاهرودی
سلام

با عنایت به مسئولیت خطیر رسانه ها در روزگار فعلی و معرفی مکرر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه ای ملی که علی القاعده می بایست آیینه افکار عمومی جامعه باشد و با توجه به بخشنامه اخیر جنابعالی که هرگونه مصاحبه با رسانه های خارجی را جرم و قابل مجازات دانسته است‎‎‏ًٌُ؛ بر آن شدم تا شرح مختصری از رنجهای رفته بر خویش را در طول این مدت بازگو نمایم.
نزدیک به یک ماه از زمانیکه عده ای ناشناس که خود را پیک موتوری نامیدند همسر اینجانب آقای احمد زید آبادی را شبانه و بدون ارائه هرگونه برگ جلب، در مقابل چشم فرزندان خردسالش ربوده اند می گذرد و هنوز هیچیک از نهادهای مسئول زحمت پاسخگویی درباره وضعیت ایشان را به خود نداده اند.این وضعیت بارها فرزندان مرا در مقابل این سوال بی پاسخ قرار داده که جرم پدرمان چیست که اینگونه مورد تهاجم واقع شده است؟ پدری که دانش آموخته دانشگاههای همین مملکت بوده و دکترای علوم سیاسی خود را با نمره عالی از دانشگاه تهران دریافت نموده و علی القاعده می بایست در زمره نخبگان جامعه تلقی شود؛ به چه اتهامی از درب منزلش ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند؟ لازم به ذکر است که علی رغم مراجعات مکرر اینجانب، برادر همسرم و وکیل آقای زید آبادی به دادگاه انقلاب،تنها پاسخی که دریافت کرده ایم آن است که «ما اصلا چنین کسی را نمی شناسیم» و «پرونده ایشان هیچ ارتباطی به ما ندارد»!
متاسفانه دامنه بی قانونی تحمیل شده بر خانواده من به اینجا ختم نشده و اینبار حریم خانه ام نیز به دفعات در معرض تجاوز قرار گرفته است. چند روز پس از دستگیری ایشان به شرحی که گذشت؛ چهار مرد قوی هیکل و البته ناشناس به درب منزل آمده و خواهان ورود شدند؛ حال آنکه تنها من و فرزندانم در خانه بودیم. علی رغم آنکه متجاوزان موفق به ورود به منزل ما نشدند؛ لیکن کودکانم تا ساعتها از ترس لرزیده و مدام می پرسیدند چرا نباید ما در کشور خودمان احساس امنیت کنیم؟ اینها کیستند که با مراجعات مکرر لرزه بر اندام فرزندانم انداخته و فرزند دوازده ساله ام را دچار چنان وحشتی کرده اند که اجازه نمی دهد حتی برای چند ثانیه درب منزل باز بماند؟
تمامی حوادث فوق در حالی رخ می دهند که در سراسر این مدت، مدام موضوع پیگیری اعتراضات از طریق مراجع قاونی بر طبل رسانه ها کوبیده می شود و سوالی که در این میان بی پاسخ رها شده آن است که چرا تنها طرح اعتراض است که باید قانونی صورت گیرد حال آنکه طرف مقابل اجباری برای پاسخگویی قانونی به این اعتراضات احساس نکرده و صریح ترین و بدیهی ترین اصول قانون اساسی و سایر قوانین کشور را به راحتی زیر پا می گذارند؟! آیا از نظر جنابعالی به عنوان ریاست قوه قضائیه این کشور، اصل ٣۲ قانون اساسی که به موجب آن: «هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند و در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلایل، بلافاصله، کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شودو حداکثر ظرف مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد و در غیر این صورت متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود» قانون تلقی نمی شود؟ و یا اصل ٣۵ قانون اساسی دائر بر اینکه:«در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند...» قانون رسمی این مملکت نیست؟ آیا همچنان لازم به تکرار است که نص صریح ماده ۲۴ قانون آیین دادرسی کیفری، ضابطین دادگستری را به رعایت مفاد اصول پیش گفته ملزم ساخته است؟ به اعتقاد شما مواد ۱۱۹ و ۱۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر لزوم ابلاغ برگ جلب به متهم و ضرورت بازداشت در طول روز، از صراحت کافی برخوردار نیستند؟ آیا غیر از این است که ماده ۱۲۷ همان قانون قاضی را مکلف ساخته تا بلافاصله پس از جلب متهم و یا حداکثر ظزف ۲۴ ساعت مبادرت به تحقیق نموده و در غیر ابنصورت بازداشت،غیر قانونی تلقی شده و مرتکب، به مجازات مقرر قانونی محکوم خواهد شد؟
می خواهم بدانم مراد شما از قانون کدام قانون است؟ به استناد کدام قانون شبانه، بدون مجوز، بدون دسترسی به وکیل و بدون کوچکترین خبری از محل نگهداری قریب یک ماه است که همسر مرا بازداشت و هیچ نهادی خود را مسئول پاسخگویی نمی داند؟ وقتی نه مسئولین قوه قضائیه، نه قاضی پرونده و نه مسئولین زندان، هیچیک خود را دخیل در این جریان نمی دانند؛ چه راهی برای من باقی خواهد ماند؟ از شما می پرسم وقتی رسانه ملی حاضر نیست حتی هفته ای یک ساعت زمان در اختیار جریان مقابل بگذارد؛ چگونه انتظار دارید با رسانه های خارجی مصاحبه نکنم؟ این، حق و بلکه تکلیف شرعی من است که جامعه را از ظلم رفته بر خویش آگاه نمایم و طبیعی است وقتی همه راههای داخلی از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه ها و مطبوعات مسدود گشته اند، راهی جز مصاحبه و اطلاع رسانی از طریق رسانه های خارجی باقی نخواهد ماند. لذا یرای رفع این مشکل پیشنهاد می کنم حداقل هفته ای یک ساعت زمان در اختیار ما گذاشته و امثال مرا از مصاحبه با رسانه های خارجی بی نیاز کنید. در غیر این صورت مسئولیت این امر بر عهده شما خواهد بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 1:45  توسط میثم   | 

ه ازادی خواهی و دموکراسی خواهی اگر چه سخت و پر هزینه است اما پیمودن ان بسی شعف بر انگیز و شیرین است. راهی که شهدای ۳۰ تیر وشهدای انقلاب بهمن ۵۷ و ۸ سال دفاع از سرزمینمان ایران عزیز، ۱۸ تیر۷۸ و خرداد ۸۸ طی کردند. راه سرافرازی و سربلندی میهن و راه عدالت و ترقی وطن. تا زمانی که این راه رهرو داشته باشد، استبداد و دیکتاتوری در این سرزمین اهورایی جایی نخواهد داشت.برای گرامیداشت یاد شهدای راه ازادی و اعلام همبستگی عمومی،ما از دعوت جبهه ی ملی ایران پشتیبانی کرده و همه ی شما را دعوت می کنیم تا ۳۰ تیر را گرامی بدارید. محل حرکت میدان ۷ تیر و در ساعت ۷ ۱پس از ظهر  سه شنبه ۳۰ تیر ماه خواهد بود.

آن عاشقان سرزه که با شب نزیستند            رفتند و شهر خفته ندانست کیستند

فریادشان تموج شط حیاط بود                   چون آذرخش در سخن خویش زیستند

مرغان پرگشوده توفان که روز مرگ        دریا و موج و صخره برایشان گریستند

زنده باد ازادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد

جبهه ی دموکراتیک ایران/۲۳/تیر ماه/۱۳۸۸/خورشیدی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 1:37  توسط میثم   | 


سهراب اعرابی

سهراب اعرابی

مراسم خاکسپاری سهراب اعرابی، صبح روز دوشنبه، در بهشت زهرای تهران برگزار شد. به گزارش شبکۀ CNN، در این مراسم نزدیک به سیصد و پنجاه نفر شرکت داشتند و مراسم خاکسپاری بدون حضور پلیس برگزار شده است. مسئولان بهشت زهرا به مراجعه کنندگان که برای شرکت در مراسم به این محل آمده بودند، به راحتی اطلاع رسانی کرده اند.

شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری پلاکاردهایی را بهمراه داشتند که بروی آن شعارهایی نظیر "برادر شهیدم، رأیت را پس می گیرم" و " برادر شهیدم، راهت ادامه دارد"،  بچشم می خورد.

سی.ان.ان گزارش می دهد که مادر سهراب در طی مراسم از هوش رفت. شرکت کنندگان همچنین با بالا گرفتن دو انگشت به شکل V، بمعنای پیروزی، مراسم را ادامه داده اند. فریادهای الله اکبر در طول مراسم از سوی عزاداران بارها سرداده شده است.  یکی از عزاداران حاضر در مراسم با خواندن شعری، خطاب به سهراب گفت" کاری که با تو کرده اند، حتی یک حیوان در حق یک حیوان دیگر انجام نمی دهد".

بنا بر اعلام آگاهی تهران که بستگان سهراب اعرابی توانسته اند در این محل از روی عکس های کشته شدگان ناشناس وی را شناسایی کنند، سهراب اعرابی در تاریخ بیست و پنجم خرداد کشته شده، ولی کالبد وی روز بیست و نهم خرداد به پزشک قانونی کهریزک تحویل داده شده است.

کمپین حقوق بشر خواستار تحقیقاتی مستقل در مورد نحوۀ کشته شدن سهراب و همچنین علت تأخیر در تحویل کالبد وی به خانواده اش شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 17:51  توسط میثم   | 

گاه لازم باشد به تحلیل مسائل بپردازیم باید واقع بین و صریح باشیم. به همین دلیل در تحلیل قرار نیست موضع سازمانی یا سیاسی اعلام شود. پس منتقدین نیز باید کمی دندان بر جگر گذاشته و از پیش داوری برهیز کنند.تحلیل به این هدف صورت می گیرد که علت ها و اراده های پنهان اشکار شود یا نقاط ضعف و قوت یا کژ راهه ها افشا گردد.اگر اخبار دقیق و بنیان ها و یا تعاریف روشن،پایه ی تحلیل قرا بگیرد می توان نتایج بهتری به دست اورد.

نقطه ی عزم من در تحلیل اخیر نتایج اعلام شده ی انتخابات است.برای جنبش تحریم از پیش معلوم بود که انتخاباتی که دستگاه ولی فقیه برگزار می کند،غیر سالم ،غیر ازاد ،نا عادلانه و غیر دموکراتیک است. به همین دلیل در انتخابات شرکت نکرد.اصلاح طلبان و بخشی از اپوزسیون اما مدعی بودند که اگر چه تا حدودی این برداشت از انتخابات در نظام ولی فقیه را می پذیرند اما راه ان را شرکت می دانند و نه تحریم.

استدلال اصلاح طلبان این بود که اگر اکثریت شرکت کنند، می توان اطمینان داشت که کاندیدای ان ها رای بیاورد و رژیم مجبور خواهد شد،نام ان را اعلام کند و حد اقل این است که وضعیت فعلی تا حدودی بهبود می یابد.

اگر دو پایه یا دو گزاره ی بالا را در نظر بگیریم می توانیم تحلیل های بعدی خود را روشن تر ارایه دهیم. گزاره ی اول مربوط به جنبش تحریم و گزاره ی دوم مربوط به اصلاح طلبان بود.فکر می کنم در مورد دو گزاره ی بالا توافق وجود داشته باشد. یعنی کسی نمی تواند ادعا کند که چنین گزاره هایی وجود نداشته است. با این وصف می توانیم گزاره ی سوم را بیان نماییم:

انتخابات برگزار شد اما بر خلاف نظر اصلاح طلبان،کاندیدای اقتدارگرایان با رای شگفت انگیز از صندوق بیرون امد. در این جا باید اذعان کرد که این اصلاح طلبان بودند که در مرحله ی نخست، شکستی جبران نا پذیر به لحاظا استراتژی،متحمل شدند.اقای کروبی با صداقت به این مسئله اعتراف کرد.جان تحلیل من نیز در همین جا است.برگزاری و نتیجه ی انتخابات البته در مرحله ی نخست، اخیر به معنای مرگ استراتژی اصلاح طلبان درون حکومتی بود.از دیگر سو همین نتیجه در مرحله ی نخست،درستی استراتژی اپوزسیون را اثبات کرد. اگر چه در این زمینه من نظر تکمیلی دارم که بیان خواهم کرد.

ا  با شناختی که از اصلاح طلبان داریم،اگاه هستیم که ان ها هیچ گاه نمی خواهند شکست را بپذیرند و همواره سعی می کنند خود را پیروز میدان بدانند.همگان می دانستند که جناح ولی فقیه که به صورت انحصاری همه ی امکانات مادی و غیر مادی کشور را در دست گرفته است،به راحتی می تواند انتخاباتی بر گزار نماید که احمدی نژاد ،برنده ی ان باشد. زیرا ان ها دست احمدی نژاد را باز گذاشتند تا با پول نفت هر ان گونه که دلش بخواهد حاتم بخشی کرده و رای فرو دستان را بخرد. علیه هر کس حتا رفسنجانی افشاگری کند و ناراضیان را جذب نماید. بدون این که طرف مقابل جرات داشته باشد در مورد خامنه ای و مجتبا و سپاه و بسیج و شورای نگهبان،کلمه ای حرف بزند.از دیگر سو،حزب پادگانی نیز به طور کامل در اختیار ان ها است. و علاوه بر این،دستگاه نظارت و اجرا نیز در دست جناح اقتدار گرا می باشد.حال به راستی چه کسی انتظار دارد که مثلا حزب بعث سوریه انتخاباتی برگزار نماید که از صندوق ارا، فردی جز بشار اسد بیرون بیاید؟ولو این که بپذیریم بر خلاف حزب بعث عراق،رژیم ولایت فقیه بازی  با دموکراسی را نیز یاد گرفته است. هر چه نباشد این ها اخوند هستند و اخوند،با جنبه هایی از سیاست بازی به خوبی اشنا هستند.

 اصلاح طلبان نه تنها نتیجه ی انتخابات اخیر را باختند بلکه به لحاظ استراتژی نیز باخت بزرگی کردند. رژیم ان ها را به میدان کشید. به انتصاب خودش وجهه ی مردمی و دموکراتیک داد اما با بی رحمی ان ها را به دیوار کوبید.این شکست تلخ و نا کامی برای حامیان اصلاح طلبان در غرب و اپوزسیون حامی ان ها  تلخ تر بود.جالب این است که اقای مهندس موسوی پیش از ان که نتیجه ی انتخابات از سوی شورای نگهبانی که ۴۰۰ نفر را رد صلاحیت کرده  اما او را تایید کرد،اعلام شود،در یک مصاحبه ی مطبوعاتی اعلام کرد که او برنده ی انتخابات است و هر نتیجه ای غیر از این اعلام شود،نا صحیح است!شگفت انگیز است. از یک سو به قاعده ی بازی دستگاه ولی فقیه تن بدهی و وارد میدان بازی بشوی اما در پایان بازی جر بیایی و بگویی که داور عادل نیست!مگر در غیر عادل بودن داور تردیدی وجود داشت؟ اما این تو بودی که با پذیرش این داور نا عادل وارد بازی شده و به بی عدالتی او مشروعیت دادی.بازنده ی اصلی تویی و نه او. او که من و تو را قبول ندارد که اجازه ی ورود به دستگاه ولی فقیه یا نظام مقدس جمهوری اسلامی بدهد.با این تفاوت که من دست او را خوانده ام و حاضر به شرکت در بازی مضحک او نیستم اما تو خود را مضحکه ی ان ها کردی.اگر چه با همین جرزنی گام بسیار مهم و ستودنی به نفع مردم برداشتی .اما بپذیر که منطق خود را در مقابل خیلی ها کند کردی. حال فکرش را بکن که اگر در استانه ی بر گزاری انتخابات به نا گاه کنار کشیده و اعلام می کردی که به دلیل عدم تضمین سلامت انتخابات از کاندیداتوری استعفا داده و از طرفدارانم می خواهم که در ان شرکت نکنند،با هزینه ی بسیار کمتر به تعبیر خامنه ای ضربه ای به مشروعیت نظام وارد می ساختی که از اعتراضات خیابانی بسیار موثر تر بود.

با وجود چنین نتایج روشن اما،اتفاق جدیدی را شاهد بودیم که نه در محاسبات جنبش تحریم می گنجید و نه در محاسبات اصلاح طلبان حکومتی. این اتفاق جدید،حضور نا راضیان در میدان بود. مردمی که احساس کردند با حیثیت اجتماعی ان ها بازی شده است، دست به تظاهرات زدند و بسیاری از معادلات بر هم خورد.با این پدیده ی جدید،شاهد رویکرد های متفاوت در میدان مبارزه و سیاست بودیم. جنبش تحریم فورا به حمایت از مردم معترض پرداخت. برای این که این جنبش داعیه دار دفاع از حقوق مردم است. به ویژه که جنبش تحریم اگاه بود که این مردم با کلیت رژیم مشکل دارند و اعتراضات، فرصت مناسبی برای تقویت مبانی جنبش دموکراسی خواهی تشخیص داده شد.

اصلاح طلبان نیز راهی جز تداوم اعتراضات برای اعاده ی حیثیت سیاسی خود نداشتند. به همین دلیل بود که در روز های اول،موسوی،کروبی و فائزه ی هاشمی ،معترضین را همراهی کردندو رژیم نیز نا چار شد بخش وسیعی از اصلاح طلبان را بازداشت نماید.بنا براین،با وجود اختلاف در مبانی سیاسی بین اپوزسیون و اصلاح طلبان و اختلاف در رفتار سیاسی ان ها،اما این دو جریان هر دو با یک پدیده ی جدید و غیر قابل محاسبه یعنی اعتارضات مردمی روبرو شده و هر دو از ظن خود به دفاع از ان پرداختند.در واقع،روی یک مسئله ی مشترک به توافق رسیدند. ضمن این که اپوزسیون از پیش گفته بود که کلیت رژیم را غیر قانونی و نامشروع می داند اما اصلاح طلبان در فرایند اخیر و برای توجیه شکست خود اعلام کردند که این دولت کودتایی و نا مشروع است.اپوزسیون اما با حفظ مواضع خود از این رویکرد جدید اصلاح طلبان استقبال کرد. زیرا نتیجه ی ان را به نفع مردم دانست. چون حد اقل این است که این تحلیل ،اختلافات درون حکومت را افزایش داده و در جهت خواست مردم عمل خواهد کرد.

در این مقطع جدید،اپوزسیون حتا تلاش کرد تا از میرحسین و کروبی حمایت کند و از ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی ازاد و دموکراتیک حمایت کرد. در واقع این اپوزسیون بود که تلاش کرد با تلاش بیشتر و حمایت از میر حسین،ان انفعال خود در انتخابات را جبران کند. و اصلاح طلبان نیز سعی کردند با تداوم اعتراضات،شکست استراتژیک خود را بپوشانند. و به نظر من این رویکرد خوبی بود که از سوی هر دو طرف دنبال شد.

دستگاه تبلیغی غرب نیز که برای به میدان کشاندن مردم در انتخابات غیر ازاد  برای رای دادن به موسوی دچار شکست بزرگی شده بود همه ی تلاش خود را بر این قرار داد تا از میرحسین یک قهرمان بسازد.و از این رهگذر بود که ان ها اعتراضات را پوشش داده و به این دلیل گام خوبی به نفع جنبش مردم ایران برداشتند. اگر چه در این اقدام خود نیز ناشی گری کرده که تحلیل ان را به زمانی دیگر وا می گذارم.

در این جا اتفاق جدیدی افتاده است. جناح قدرتمند اصلاح طلب حکومتی بالاخره از لاک تاریخی خود خارج شده و شعار های ساختار شکن سر می دهد. برای این که برای اولین بار است که رهبر جمهوری اسلامی موضعی را اتخاذ کرده اما این جناح با صراحت ان موضع را رد کرده یا در مقابل ان می ایستد. این تحولی بسیار مهم در مبارزات ملت ایران به حساب می اید. به راستی که این اقدام موسوی و کروبی و سایر اصلاح طلبان قابل تقدیر و ستایش است.شاید حتا خامنه ای ان گاه که پیش از شورای نگهبان به تایید انتخابات مبادرت کرد،اگر می دانست اصلاح طلبان نمی پذیرند و عملا در مقابل او دست به نا فرمانی مدنی می زنند،چنین موضعی را اعلام نمی کرد. یا ان روز که او در خطبه ی نماز جمعه،دستور سرکوب را صادر کرد بر این گمان بود که اصلاح طلبان از مردم خواهند خواست که تظاهرات نکنند وفقط بخش کمی از ناراضیان به خیابان خواهند امد و به راحتی سرکوب می شوند.ولی کروبی و موسوی نه تنها چنین نکردند که خود در تظاهرات حاضر شدند.و این برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه اتفاق افتاد.اصلاح طلبان در مقابل رهبر دست به مقاومت مدنی زده و عملا مشروعیت ان را زیر سوال بردند.

اگر به جز اصلاح طلبان هر گروهی در مقابل قدرت مطلقه که ان را اراده ی خدا می نامند،دست به چنین کاری می زد حتما به عنوان مفسد فی الارض و محارب با او برخورد می کردند.همان گونه که پس از راهپیمایی ۲۳ تیر ماه در سال ۱۳۷۸ با دانشجویان چنین عمل کردند. ان چه موجب شد تا سلاح مفسد فی الارض از کار بیفتد،حضور اصلاح طلبان خودی در تظاهرات بود که پوشش بسیار خوبی برای تظاهر کنند ه ها شد. همان روز ها مقاله ای نوشتم تحت عنوان:غول جمهوری اسلامی از جعبه ی جادویی اش بیرون افتاد.برخی گمان کردند که منظور نگارنده این است که پس از این رژیم امکان خشونت نخواهد داشت. ولی مسئله این نبود. مسئله این بود که رژیم با فرایند جدید، سلاح اصلی یا تنها اسلحه ی خود، در مقابل مردم را از دست داد. او نتوانست از اسلحه ی  محاربه برای سرکوب مردم استفاده کند. باید از این بابت از اصلاح طلبان سپاسگزاری کرد.

اصلاح طلبان اگر چه در انتخابات اخیر همه حیثیت اجتماعی-سیاسی خود را از دست دادند اما با مقاومت مدنی ،بار دیگر تا حدود زیادی این شکست را جبران کردند.اپوزسیون نیز با شرکت در اعتراضات و حمایت از مردم تا حدودی بر انفعال خود چیره شد. اما هر دو جناح اعم از اپوزسیون و اصلاح طلبان هنوز باید تلاش کنند تا به جایگاه درست خود برای تداوم مبارزه برسند .به راستی جنبش اعتراضی مردم و مقاومت مدنی اصلاح طلبان ستودنی و پند اموز است. از مقدمات اگر به دیده ی اغماض،  فعلا گذر  کنیم ،شاید بتوان نتایج را بهتر تحلیل کرد.

در ادامه ی راه اما خطراتی موجود است. در چند هفته ی اخیر اقای موسوی و کروبی تا حدود زیادی کوتاه امده اند.اگر چه جنبش راه خود را می رود اما این انفعال نیز لطماتی را بر پیکر جنبش وارد می سازد.اگاه نیستم که این انفعال به چه دلیل است. ایا کلیت رزیم را در خطر دیده اند؟از زندان و خشونت و کشته شدن در هراسند؟یا هر دلیل دیگری که از ان اگاه نیستیم. اپوزسیون در تظاهرات ۱۸ تیر به میدان امد و تا حدودی سعی کرد تا انفعال خود را جبران کند. اگر چه دستگاه های تبلیغی دولت امریکا و انگلستان ،تلاش کردند تا نام جبهه ی متحد دانشجویی و رهبران جنبش ۱۸ تیر را سانسور کرده و ان را به نام کسانی بنویسند که در ۱۸ تیر ۷۸ به این جنبش خیانت کردند. اما به هر حال اپوزسیون راه خود را می رود و به این الترناتیو سازی ها نیز توجهی ندارد. اما اصلاح طلب ها در چند روز اخیر کنار کشیده اند.

البته ما به مبارزه ی دموکراتیک از طریق تقویت جنبش های مدنی و ساز مان های سیاسی باور داریم. همچنین این اندیشه ی برخی از اصلاح طلبان که با الگو برداری از انقلاب بهمن ۵۷ و شعار ها و روش های ان،در پی پیروزی زود رس هستند را نمی پسندیم. اما چنین انفعالی که از سوی موسوی و کروبی در پیش گرفته شده است را نیز تقبیح می کنیم. مردم امادگی مبارزه را دارند و باید از فرصت ها استفاده کرد.

اقای موسوی و کروبی به رای دهندگان وعده داده بودند که از رای ان ها صیانت خواهند کرد. حد اقل این است که به طرفداران خود اعلام کنند که راه هایی که برای این مهم برگزیده اند چیست.به تعبیر خودشان این دولت کودتایی و نا مشروع است. در مقابل یک دولت نامشروع چه باید کرد؟نیرو های بسیجی و لباس شخصی و گارد ویژه و امنیتی ،خشونت را به نقطه ی اوج ان رسانده اند. مبارزات خیابانی اگر با اعتصابات ،تقویت نشود به سرانجامی نخواهد رسید.هنوز نمی دانیم به چه دلیل اصلاح طلبان از این اسلحه ی نیرومند استفاده نمی کنند.به جای این که جوانان زیر دست و پای خشونت طلبان له شوند می توان از روش های دیگر استفاده کرد.حد اقل می توان این شیوه ها را تجربه کرد.

اپوزسیون اگر چه برای هموار شدن راه مبارزه و پایین اوردن هزینه های ان، به اصلاح طلبان نیاز دارد اما نباید از اصلاح طلبان انتظار زیاد داشته یا در نقطه ی مقابل ،به تضعیف ان ها بپردازد. مبارزات قوی تر از گذشته ادامه دارد و باید ان را تقویت کرد.جنبش سبز در بهترین حالت در درون جنبش دموکراسی خواهی ایران استحاله شده و به  جزئی  از ان تبدیل خواهد شد. بگذار کسانی که اخیرا به فکر مبارزه ان هم برای پایین کشیدن احمدی نژاد و بالا بردن موسوی ،افتاده اند از اپوزسیون و سکولار ها بخواهند تا با پذیرش شعار ها و خواسته های ان ها ،در حلقه ی سبز ها در ایند. نباید این گونه تبلیغات خام،ما را به عکس العمل وا بدارد. نه میرحسین ،خمینی است و نه مردم ایران در سال۸۸ مردم انقلابی و احساسی  سال۵۷ هستند. پس حساسیت بیش از اندازه به ویژه از ان نوعی که دوست ارجمند و فرهیخته ،اقای دکتر نوری علا  از خود بروز می دهند، ما را به جدایی می اندازد.ان چه اهمیت دارد پشتیبانی از مبارزات حق طلبانه ی مردم ایران است. پرونده ی انتخابات ۸۸ اگر باز بماند فقط برای تشدید مبارزات دموکراسی خواهانه علیه کلیت این رژیم است. اعم از این که ان را دولت کودتایی بنامیم یا حکومت نامشروع. نتیجه یکی است. مبارزه برای رسیدن به دموکراسی و حکومتی سکولار.البته برخی تلاش می کنند از موسوی یک کاریزما بسازندیا مبارزات تاریخی را به پایین کشیدن این و بالا بردن ان فرو بکاهند.اما واقعیت بیرونی چیز دیگری است. موسوی چند هفته ای است که رفته است گل بچیند. فعلا باید به این مسئله فکر کرد که او تا کی قرار است گل چینی کند. گویا عربده های شریعتمدار و چماق های رژیم او را به فکر فرو برده است. خمینی از این فکر ها نداشت که بکند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:11  توسط میثم   |